https://shohada.org/en/node/223626

شناسه خبر: 223626
2022-3-10 21:54

دستگیری از ضعیفان

به روایت از خیرانساء خالقی : به یاد دارم اوایل انقلاب بود یک روز پسرم اسکندر به خانه آمد و گفت: مادر گفتم: بله. چی شده که این قدر خوشحالی. گفت: ما امروز یک ماشین کامیون نان آوردیم و بین مردم مستضعف و محتاج تقسیم کردیم. من گفتم: مادر جان یک تکه نان را برای تبرک برای ما می آوردی اسکندر گفت: نه، از ما محتاج تر و مستحق تر هم هست که این نانها را نیاز داشته باشد و گرسنه نماند. بعد من هم چیزی نگفتم و به آشپزخانه برای آمده کردن ناهار رفتم.