https://shohada.org/en/node/225370

شناسه خبر: 225370
2022-3-10 22:18

عشق به جهاد

راوی معصومه آسیایی: یادم هست ماه مبارک رمضان بود که برادرم محمد از پدرم اجازه خواست که بگذارد تا او به جبهه برود. ولی پدرم با رفتن ایشان به جبهه مخالفت کرد و برادر با اصرارهای فراوان پدرم را راضی نمود اما پدرم برای اینکه او را امتحان کرده باشد شرطی گذاشت و گفت: اگر می‌خواهی به جبهه بروی باید یک کاری را تمام کنی و آن کار این است که تو هر موقع تمام زمین جو را درو کردی و خرمن نمودی و تمام شد می‌توانی به جبهه بروی که شهید قبول نمود و آن موقع با دهان روزه در هوای گرم از اول اذان صبح تا ساعت یک بعدازظهر مشغول دروکردن بود تا اینکه تمام شد و قولی را که به پدر داده بود را اجرا نمود و وقتی پدرم عشق و علاقه او را نسبت به حضور در جبهه اینگونه دید رضایت داد و ایشان راهی جبهه شدند.