https://shohada.org/en/node/225401
شناسه خبر: 225401
2022-3-10 22:18
عشق شهادت
راوی زهرا آزمایش: برای اولین باری که علی اکبر به منطقه رفت طولی نکشید که از منطقه با حالتی گرفته و افسرده به خانه برگشت . گفتم چرا ناراحت و افسرده هستی گفت : دوستان و هم سنگرانم در کنارم شهید شدند و من از این که اینجا هستم احساس شرمندگی می کنم . من باید به منطقه بروم و کنار همسنگرهایم بمانم تا به آرزوی دیرینه ام برسم . برای بار دوم به منطقه رفت بعد از یک ماه نامه ای به دست ما رسید ، تقریبا یک هفته ای از رسیدن نامه گذشت از سپاه آمدند و گفتند : شما فرزندی به نام علی اکبر آزمایشی در منطقه دارید . ما گفتیم : بله . چی شده است ؟ گفتند ایشان مجروج شده و در بیمارستان است . گفتم کدام بیمارستان گفتند : معراج شهداء و ما رفتیم دنبال دوستش که با هم در منطقه بودند آنجا که رسیدیم دیدیم دوستش هم مجروح شده و آنجا بستری است . از او سوال کردیم علی اکبر ما چی شده است . اولش اقرار نکرد ولی وقتی ما جریان را برای او تعریف کردیم گفت : بله ایشان به فیض شهادت نائل شده اند .