https://shohada.org/en/node/227110

شناسه خبر: 227110
2022-3-10 22:42

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

مدتها بود که خواب پدرم را ندیده بودم یک شب بطور نا خود آگاه احساس ناراحتی کردو ناراحت بودم و باعکس پدرم صحبت و گریه می کردم که چرا او را درخواب نمی بینم . چند شب بعد ازاین ماجرا خواب پدرم را دیدم من تا آن زمان پدرم را نه درخواب و نه در بیداری دیده بودم. در خواب چند نفر قصد جان پدرم را کرده بودند و پدرم بر روی بلندی ایستاده و سوار بر اسبی و من هم با طنابی که در دست داشتم با آنها درگیر شده بودم سپاهی را از دور دیدم که به طرف ما می آیند و من با ترس به طرف پدرم دویدم وایشان مرا در ‎آغوش گرفت و گفت : دخترم نترس آن سپاه امام حسین (ع) است که به کمک ما آمده اند و بعد هماو سوار بر اسب شد و رفت .