https://shohada.org/en/node/227832
شناسه خبر: 227832
2022-3-10 22:52
عشق به جهاد
راوی عبدالله نژادی: بچه ها همه سوار ماشین شدیم تا به اسفراین بیاییم و از آنجا هم به جبهه برویم. پدرشهید نودهی هجازه نداد که او همراه ما بیاید. ما کمی از روستا ها فاصله گرفته بودیم که دیدیم شهید با اسب به طرف ما می آید. راننده ماسین نگه داشت. تا اینکه شهید رسید و گفت صبر کنید من هم می آیم. اسب را به یکی ازبچه ها داد و خودش همراه ما آمد. علیرضا گفت: به خونه برویم تا شناسنامه ام را بردارم ما هم ازراننده خواهش کردیم که برود.