https://shohada.org/en/node/228448

شناسه خبر: 228448
2022-3-10 23:00

خبر شهادت

راوی معصومه نجفی : وقتی برادرم رجبعلی شهید شده بود به ما گفتند ایشان مجروح شده و در بیمارستان بستری است . من ومادرم رفتیم تا ضمن اینکه به خانمش خبر می دهیم به اتفاق همسر به بیمارستان برویم و از ایشان عیادت کنیم اما وقتی به بیمارستان رسیدم و چشممان به جعبه ها افتاد فهمیدیم که علی آقا شهید شده است در آن لحظه خیلی گریه می کرد و بی تابی می کردیم وقتی برنامه دیدار انجام شد و برگشتیم خانم برادرم گفت: برویم تا به شما چیزی بدهم که هم مایه آرامش شما شود گفتیم آن چه چیز است ؟ گفت: وقتی علی آقا می خواست به جبهه برود یک نوار یک ساعته صحبت کرد و آن را به من داد و گفت: تا زمانی که شهید نشده ام این نوار را در اختیار کسی قرار ندهی .وقتی نوار را در آورد و گذاشت دیدم همه اش نصیحت و توصیه به اعضای خانواده و فامیل و حتی مردم می باشد با شنیدن این سخنان مقداری دلمان آرام گرفت این نوار را بعداً در مسجد برای اهالی گذاشته بودند تا استفاده کنند.