https://shohada.org/en/node/229758
شناسه خبر: 229758
2022-3-10 23:16
تدبير نظامي و مديريت
راوی مجتبی ظریف : در سال 1360 یک تیپ از مشهد به فرماندهی سردار نیک عیش به گیلان غرب اعزام شد که من و سید احمد هم جزء این افراد بودیم قرار بود گردان ما در ارتفاعات بان سیران مستقر شود . مسئله ای که در این جا برای من جالب بود این بود که آقا سید احمد یک شلواری با یک بادگیر سرمه ای پوشیده بود و به منطقه آمده بود به ایشان گفتم : احمد جان این جا منطقه جنگی است چرا با این لباس ها آمده ای ؟ چیزی نگفت : و به چادر فرماندهی رفت موقع عملیات یک شلوار کماندوئی آمریکایی و یک بلوز کار سیاه تنش کرده بود و یک چفیه هم به دور کمرش بسته بود حدود ساعت شش بعد از ظهر بود که به طرف منطقه به راه افتادیم چون ما نسبت به منطقه آشنایی نداشتیم چند تا از کردها همراه ما آمده بودند و به علت این که منطقه صعب العبور بود تمام مهمات را درکوله پشتی ها گذاشتیم و جیره ی غذایی را به دست گرفته بودیم حدود ساعت های 12 یا 1 شب به منطقه ای که صبح می خواستیم عملیات را آنجا آغاز کنیم رسیدیم بعد از مدتی دیدیم کردهایی که همراه ما آمده بودند در بین بچه ها نیستند فهمیدیم که کردها از نیروهای دشمن بودند و عملیات لو رفته است بعد از لحظاتی دشمن آتش زیادی روی بچه ها ریخت و همه فرار کردند و در شیازها مخفی شدند با این که شیارها جای مناسبی برای مخفی شدند نداشت ولی دشمن ما را ندیده بود بعد از مدتی هم دو فروند هلی کوپتر عراقی آمدند و مقداری آتش روی منطقه ریختند ولی خوشبختانه فقر دو سه نفر از بچه ها زخمی شدند آقا سید احمد به من گفت : شما کوچکتر هستی و احتمال این که عراقی ها شما را ببینند کم است برو ببین این شیار به کجا منتهی می شود من در آن موقع 15 سال بیشتر نداشتم رفتم و بعد که برگشتم در جواب سوال ایشان گفتم : محل بسته ای است که تعدادی از افراد می توانند در آنجا مخفی شوند آقا سید احمد رفت تا اوضاع اطراف را بررسی کند ما هم که آنجا بودیم نسبت به منطقه هیچ گونه اطلاعی نداشتیم و بی سیم چی هم معلوم نبود در موقع آتش دشمن کجا مخفی شده بود و درموقعیت ما نبود سید احمد حدود ساعت سه بعد از ظهر برگشت و گفت : کردهایی که به عنوان بلدچی همراه ما آمده بودند از افراد دشمن بودند و ما را در دل دشمن آورده اند و گفت : چون دقیقاً نمی دانم کجا هستیم باید از همان راهی که آمدیم برگردیم تعداد 10 یا 12 نفر از تکاورهای ارتش آمده بودند تا نیروها زا از محاصره نجات دهند ولی سید احمد با تدبیر زیرکی که داشت بدون اینکه مشکلی برای بچه ها به وجود آید آنها را از منطقه خارج کرد .