https://shohada.org/en/node/229976
شناسه خبر: 229976
2022-3-10 23:18
عشق به جهاد
راوی فاطمه خرقی: پدر سیدجمال یک مرتبه از ایشان پرسید ماشاالله هیکلت درشت شده است آقا جان اگر یک وقتی خواستی داماد شوی من حرفی ندارم، من هم نشسته بودم سیدجمال چیزی نگفت پدرش بلند شد و رفت بیرون بعد سیدجمال گفت مامان پدرم چرا چنین حرفی به من زد؟ حالا که ما جبهه داریم و باید جبهه برویم تا وقتی که جنگ تمام نشده باید جبهه باشم گفتم مامان مگر نوبتی نیست؟ تو باید همیشه آنجا باشی؟ گفت: تا وقتی که جنگ باشد من هم باید آن جا باشم تا وقتی که جنگ تمام شود بعد گفت اگر هم زنده ماندیم و جنگ تمام شد بعد من از اهواز از خانواده شهدا زن می گیرم.