https://shohada.org/en/node/230290

شناسه خبر: 230290
2022-3-10 23:23

خواب و روياي شهيد

آقای ملکی در یکی از مرخصی هایش تعریف کرد که:" یک شب قبل از عملیات خواب دیدم که در باغی هستم، گویا باغ متعلق به پسر خاله ام شهید ابراهیم کاظمی بود. نزدیک شهید رفتم، سیبی ازدرخت چید و به من داد. سیب را که خوردم به شهید گفتم: من می خواهم همین جا پیش شما در این باغ بمانم. شهید گفت:" نمی شود، تو باید دوباره به همانجایی که بودی برگردی." گفتم: چرا ؟ گفت:" آمدن به این باغ تذکره می خواهد، البته ناراحت نباش چون دفعة بعد که بیایی به تو تذکره می دهند آن وقت می توانی برای همیشه در این باغ بمانی."