https://shohada.org/en/node/230334

شناسه خبر: 230334
2022-3-10 23:23

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی هادی سعادتی: یکروز احمد برایم خوابی را تعریف کرد که در مکه معظمه در شب عید قربان دیده بود . او خواب دیده بود او را برای قربانی آورده اند . در همان صحرای عرفات همه به تماشا ایستاده اند و نگاه می کنند . تنها کسی که با این قربانی مخالفت می کرده است ، مادر ایشان بوده است . ایشان جزئیات خوابشان را هم گفتند که خیلی جالب بود ولی به مور مان فراموش کرده ام . احمدی گفت : پدرو مادرم خیلی بی تابی می کردند و چند بار مادرم می خواست کار در از دست کسی که می خواست مرا قربانی کند ، بگیرد . احمدی گفت : وقتی از خواب بیدار شدم همانجا خیلی گریه کردم و دلم شکست . از خدا خواستم که اگر مادرم می خواهد مانع شهادت من بشود ، به لطف و رحمت خود او را صبر و حوصله بدهد که ایشان بتوانند به این قیضیه راضی شوند و این مسئله حل شود . بعد از اینکه ظاهراً در مشهد با مادرشان راجع به این خواب صحبت کرده بودند و مادرشا ن را به صبر و مقاومت دعوت کرده بودند . تمام قضایا را برای ما نیز تعریف کردند . آنموقع بود که ما متوجه شدیم او به خدا نزدیکتر شده است . در موقع شهادتا یشان من و برادر ابوالفضل داشتیم به منطقه وارد می شدیم از دور مشاهده کردیم که یک ماشین چیپ از سمت چپش انفجاری صورت گرفت و حدس زدیم که از نیروهای خودمان بودند . سریعاً خودمان را به خط رساندیم و انجام وظیفه نمودیم . پس از بازگشت شنیدیم که آقای ملک نژاد شهید شدند .