https://shohada.org/en/node/230738

شناسه خبر: 230738
2022-3-10 23:28

توصيه هاي شهيد

یادم می آید وقتی ازدواج کردم خانواده ی همسرم از من سوال کردم که کدام یک از برادرانت را بیشتر دوست داری ؟ ماشا ءا… یا غلامرضا را ؟ گفتم : خوب ، من آنها را ندیدم . ما شا ءا… که اصلاً یادم نمی آید و غلامرضا را کمی به یاد دارم بعد شبش خواب دیدم که به منزل مادرم آمدم بعد دیدم برادرانم نشسته اند اما من به طرف عکسهایشان نگاه می کردم بعد آنها گفتند که شما ما را نمی شناسی ؟ ولی ما شما را می شناسیم و آمدیم تا تورا ببینیم بعد گفتم ، من چنین حرفی را نزدم بعد گفتند : چرا تو همین امروز این حرف را زدی که ما را نمی شناسی ولی ما تو را می شناسیم .