https://shohada.org/en/node/232014

شناسه خبر: 232014
2022-3-10 23:45

عشق به ائمه اطهار

یادم م? آید وقت? که آمده بودیم مشهد پدرم برا? خادم? حضرت رضا "ع" ثبت نام کرد و م? گفت: من عاشقم و دوست دارم بروم صحن امام رضا "ع" را جارو کنم و اگر اجازه ندهند حاضرم بروم خیابانها? اطراف حرم امام رضا"ع" را جارو کنم تا زائرین? که م? آیند زیارت کنند از تمیز? خیابانها لذت ببرند و پدرم علاقه زیاد? به ائمه "ع" داشت و م? گفت: آقا غریب است و ضامن غریبان است واقعاً ضامن ما هم هست و زمان? که برا? خادم? آقا امام رضا "ع" ثبت نام کرد بلافاصله هم رفت جبهه بعد یک شب از طرف آستان قدس آمدن درب منزل ما و مشخصات پدرم را دادند و گفتند که: ایشان برا? خادم? آقا امام رضا "ع" قبول شدند لباس تحویل بگیرند. مادرم گفتند که: همسرم الان منطقه هستند. چشم وقت? آمدند به ایشان م? گویم ما آن موقع نم? دانستیم که پدرم مفقود هستند شبش مادرم خواب م? بیند که اسم سیزده نفر را داخل یک برگه ثبت نام کردند ول? اسم پدر من تو? اینها نیست در صورت? که پدر من با اینها بوده ول? اسمش نیسشت. پیش نماز مسجد صبح آن برگه را آورده و گفته که سه نفر از آنها در والفجر یک اسیر شدند اسم اینها را به صلیب سرخ داده بودند اسم پدر من در میان آنها نبود. بعد از این خواب فهمیدم پدرم مفقود الاثر شده است بعد مادرم به حرم رفت و اطلاع داد که پدرم مفقود الاثر شده است و منتظر و? نباشید.