https://shohada.org/en/node/232059

شناسه خبر: 232059
2022-3-10 23:46

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

یک شب پنجشنبه خواب دیدم که علی محمد به همراه یکی از اقوام از مشهد به منزل آمدن و با من روبوسی وسراغ مادرش را گرفت . مادرش هم در آشپزخانه بود و تا صدای علی محمد را شنید بیرون آمد و هر دوی آنها همدیگر را در آغوش گرفتند و روبوسی کردند و بعد آمد وکنار من نشست . از علی محمد پرسیدم که این مدت کجا بودی وسراغی از ما نگرفتی ایشان گفت : پدر من و دوستم را در میان کوهی زندانی کرده بودند که هیچ راه فراری نداشتیم من آنقدر این طرف و آن طرف پریدم و ا… اکبر گفتم تا اینکه راهی پیدا کردم وفرار کردم و به کوه اشاره کرد و گفت : که دوستم الان آنجا اسیر است و ا… می گوید او نیر آزاد می شود و وقتی از خواب بیدار شدم صدای اذان را شنیدم .