https://shohada.org/en/node/232242

شناسه خبر: 232242
2022-3-10 23:48

شجاعت و شهامت

راوی حسین انصاری فر : یکی از همرزمان شهید محمد جواد محمد نیا نقل می کرد می گفت: ما یک مأموریتی را با این شهید بزرگوار جهت شناسایی رفتیم در حین شناسایی با نیروهای گشتی شناسایی دشمن برخورد کردیم یعنی در یک نقطه به همدیگر رسیدیم آنجا زمین گیر شدیم و نفهمیدیم چکار کنیم می گفت ما بهترین کار را در آنجا اینطوری دانستیم که عقب نشینی کنیم و برگردیم می گفت ما برگشتیم و آمدیم به سمت نیروهای خودی وقتی به خط پدافندی خودمان رسیدیم دیدیم که محمدجواد محمد نیا نیست می گفت ما تا سه روز از ایشان هیچ اطلاعی نداشتیم و می گفت یکی دوبار دیگر که برای شناسایی و حداقل پیدا کردن یک ردپایی از ایشان رفتیم به آن منطقه هیچ چیز پیدا نکردیم بعد از سه روز این بزرگوار خودش برگشته بود بعد از پذیرایی که کرده بودند از ایشان و خلاصه استقبال گرم پرسیده بودند که خوب تو کجا بودی تو شهید شده بودی حالا چطور شده آمدی بعد ایشان از مأموریتی که انجام داده بود گزارش آورده بود که در این شناسایی چکاری انجام داده بعد می گفت وقتی شهید محمد جواد محمدنیا اطلاعاتی که در این شناسایی بدست آورده بود آنجا برای مسئولین رده ها مطرح کرده بود و خودش هم مصمم بود که باید در این زمینه عملیاتی انجام شود اگر عملیاتی انجام نشود واقعاً این زحمات ما هدر می رود و از همه این ها مهمتر این برادر عزیز و بزرگوار و می گفت ما در یک نقطه ای قرار داشتیم که با توجه به این منطقه ای پوشیده بود باز در عین حال هر کاری که می خواستیم بکنیم در دید دشمن بودیم کوچکترین حرکت ما را مستقیم می زدند می گفت ما هر چه تلاش کردیم این نقطه را پیدا کنیم که ببینیم که واقعاً چه نقطه ای است که اینقدر بر ما مسلط هستند می گفت نتوانستیم پیدا کنیم ماند تا شهید محمد جواد محمد نیا در مأموریتی که آن شب رفته بود این نقطه را پیدا کرده بود یکی این نقطه را پیدا کرده بود دیده بانی دشمن یکی هم می گفت در پشت دیده بانی یک ایستگاه قطار بود که کلیه ی پشتیبانی این محدوده را از همین ریل آهن انجام می دادند خوب الحمد الله آن اطلاعاتی که آورده بود تجزیه و تحلیل شد و واقعاً یک مأموریت جالب ما در این منطقه انجام دادیم جالب اینجا بود که می فرمود خودش پیشقدم شد. ما را برد آنجا مستقر کرد یک سری از قبضه ها و به حساب ادواتی را در آنجا کاشتیم ایشان گفت من می روم جلو به شما گرامی دهم شما فقط بگویید می گفت خودش رفت در محدوده دشمن در یک منطقه مستقر شد که دید کافی و تسلط کافی بر محدوده دشمن داشت گرامی داد ما می زدیم می گفت بعد از این که بالاخره ما مقداری اتش ریختیم چند ساعتی واقعاً منطقه دشمن را صدر صد سرکوب کردیم می گفت که تماس گرفت شهید محمد جواد محمد نیا که خوب دیگر بس است هدف تثبیت شده مشکلی نداریم می گفت بعد از اتمام آتش وارد منطقه شدیم ببینیم که واقعاً آن چیزهایی که محمد جواد محمد نیا گفته حقیقت دارد و یا نه می گفت رفتیم. دیدیم بله آنجا یک پست سیار مجهز دیده بانی بوده که وقتی ما خودمان از آن جایگاه نگاه می کردیم تمام منطقه زیر نظر اینها بوده یکی از دلایلش هم تمام پشتیبانی دشمن بوسیله ایستگاه راه آهن انجام می شد که به توفیق پروردگار ما در آن مأموریت این دو نقطه اساسی و استراتژیک را سرکوب کردیم و از بین بردیم و با موفقیت برگشتیم.