https://shohada.org/en/node/232245
شناسه خبر: 232245
2022-3-10 23:48
مقام و منزلت شهيد
راوی حسین انصاری فر: در یکی از سالگردهای شهادت شهید محمد جواد محمد نیا در یادواره ای که در شهر گرمه گذاشته بودند به مناسبت بزرگداشت یاد و خاطره سرداران شهدای شهر گرمه یکی از دوستان صحبت می کرد از بچه های رزمنده 27 حضرت رسول (ص) - چون شهید محمد جواد عضو این یگان بود - نقل می کرد که ما در تهران هر هفته یک شب یک هیأت قرآنی یک دعای توسلی داریم بعد ادامه داد که در این هیأت هم اکثریت بچه های که جمع می شوند بچه های رزمنده هستند بعد ایشان صحبت می کرد می گفت ما در آن جلساتی که داشتیم مدتها بود مثلا از شهدای مختلف صحبت می کردیم می گفت یک شب ناخودآگاه نمی دانم چی شد صحبت کشیده شد به بحث فداکاری های و تلاش های شهید محمد جواد محمد نیا از آن جایی که بالاخره ما در یک مقطعی در دوران دفاع مقدس با ایشان ارتباط داشتیم و بعد که ایشان شهید شده بود دیگر ارتباط ما قطع شده بود و نمی دانستیم ایشان کجا است خانواده اش کجا هستند می گفت خیلی برای ما نقطه ی خوبی شد که ما یک حرکتی را انجام دهیم ایشان نقل میکرد میگفت من یک سری رفتم در منطقه ی کردستان با یک چند تا از رفقا بعد می گفت در یکی از این خیابان ها که داشتیم رد می شدیم دیدیم که یک مغازه سوپر مارکت یک تابلوی بسیار بزرگی را رو سردش زده و نوشته سوپر مارکت شهید محمد جواد محمد نیا بعد می گفتم نکند این از همین دوست و رفقای زمان جنگ ما باشد می گفت ماشین را نکه داشتیم با رفقا که یک حال و احوالی بکنیم می گفت وقی من رفتم توی مغازه با این آقا که صحبت کردم می گفت یواش یواش با همدیگر آشنا شدیم بعد به این نتیجه رسیدیم که ایشان یکی از همان بچه هایی بوده که در دوران دفاع مقدس با شهید محمد جواد محمد نیا خدمت می کرده است زمانی که به حساب بحث تابلو و سر در این ها را سوال کردیم بعد می گفت این رزمنده به ما گفت که آن رشادت ها و آن جان فشانی هایی که واقعاً من از شهید محمد جواد محمد نیا دیدم اگر دیگر عزیزان می دیدند همه تابلوهای سردر این شهر می شد شهید محمد جواد محمد نیا به همین خاطر که من واقعاً خواستم حق این شهید بزرگوار را حالا هر چند ناچیز و آن رشادت هایی که از این شهید بزرگوار دیدم ادا کنم برادر خودم لازم دانستم که به عنوان یک تکلیف کاری که حالا از دستم بر نمی آید تنها چیزی که به فکر ما رسید همین تابلوی به یاد بود این شهید بزرگوار بر سردر مغازه ام زدم می گفت یک نقطه ی شروع خیلی جالبی بود بعد می گفتیم ما از ایشان سوال کردیم خوب تو از کجا می شناختی شهید محمد نیا را کجایی بود می گفت ایشان آدرسی که به ما داد او همین قدر فهمیدم که ایشان از شهر گرمه استان خراسان است دیگر هیچ اطلاعاتی از خانواده ی ایشان نداشتیم این که یک شماره گرفتیم بنده ی خدایی جواب داد ما سوال کردیم که این جا گرمه است گفته بود بله می گفت ما خودمان را معرفی کردیم گفتیم که ما از همرزمان شهید محمد جواد محمد نیا هستیم و مدتی است که ایشان شهید شده ما از خانواده ایشان بپرسم اگر می شود شماره را به ما بدهید بالاخره آن بنده خدا هم زحمت کشید همان ساکن گرمه شماره خانه ی پدر شهید را داده بود می گفت ما شماره منزل پدر ایشان را گرفتیم خوب واقعاً درست هم بود پدر شهید گوشی را برداشت ما صحبت کردیم با مادر شهید صحبت کردیم بعد گفتیم خلاصه هم چنین جریانی است ما می خواهیم جهت عرض ادب خدمت برسیم به گرمه از کجا باید بیائیم شهر کجا است خلاصه آدرس را این ها دادند و آمدند در مراسم یادوراه شهر گرمه شرکت کردند و واقعا لذت بردند...