https://shohada.org/en/node/232255
شناسه خبر: 232255
2022-3-10 23:48
خاطرات سياسي
راوی کاظم ایزدی : پدر و مادرم تعریف می کردند که یک روز در زمان انقلاب که برای تظاهرات به خیابانها رفته بودند و محمد جواد را نیز با خود برده بودند یک دفعه او دستش از دست پدرم رها می شود و در بین جمعیت نا پدید می شود آنها خیلی دنبال محمد جواد می گردند و بعد از یک ساعت او را پیدا می کنند او می گو ید که نزدیک بوده که گیر ماموران ساواک بیفتد ولی از دست آنها فرار می کند و خودش را به پدر و مادرم می رساند .