https://shohada.org/en/node/233390

شناسه خبر: 233390
2022-3-11 00:02

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی زلیخا گرمابی: یک شب یکی از زنان روستا که سیده هم هست در خواب پسرم محمد را دیده بود و از او پرسیده بود: آقا محمد شما کجائید؟ محمد گفته بود مابین مرزان و گرماب پایگاه داریم و شب جمعه می‌آییم و دعای کمیل می‌خوانیم. آن خانم گفته بود: پسرم خیلی تشنه است، مقداری آب می‌دهی محمد گفته بود: چرا زودتر نگفتی؟ بیا و از این آب برای پسرت ببر. آن خانم خودش از آب می‌خورد و می‌گفت: عجب آب گوارایی که شهید هم می‌گوید: این آب از شط فرات است.