https://shohada.org/en/node/233590
شناسه خبر: 233590
2022-3-11 00:05
عشق به جهاد
راوی محمد سالاری: من و رضا تقریباً یکی دو ماهی بود که در آموزش بودیم یک ماه هم در منطقه بودیم در همین اواخر دو ماه بود که ایشان مجروح شدند با توجه به این که درسشان تمام شده بود برای انجام خدمت سربازی خودشان را آماده کردند و به مشهد اعزام شدند برای خدمت سربازی خلاصه بعد از آموزش به تربت اعزام شدم ایشان هنوز مشهد بودند حدود 20 روز دیگر از آموزش اینها مانده بود من برای خداحافظی با ایشان به پادگان رفتم پرسید شما کجا میروید؟ گفتم تقسیم شدهایم به ارومیه بعد گفت ما هم بیست روز دیگر تقسیم میشویم بعد از 20 روز دیگر تلفن زدم ایشان هم تقسیم شده بودند و به منطقهی جنوب رفته بودند بعد از دو ماه از خدمت سربازی ایشان عملیات شروع شده بود من تربیت معلم قبول شدم و به ایشان تلفن کردم میروند نزد فرمانده، فرمانده هم میگوید خیلی خوب است امشب عملیات است از عملیات که بر گردیم انشاءالله ترخیض میشوید بعد یکی از بچهها به فرمانده گفته بودند ایشان را امشب ترخیص کنید که بروند ایشان قبول شدهاند گویا گفته بودند که فعلاً عملیات است میمانم اگر از عملیات سالم برگشتم آن موقع کارهای ترخیصیام را انجام میدهد و بعد میرویم برای شرکت در تربیتمعلم و خواندن درس که در همان عملیات ایشان مفقود می شوند.