https://shohada.org/en/node/235010
شناسه خبر: 235010
2022-3-11 00:47
شجاعت و شهامت
راوی سید هاشم موسوی: در والفجر 3 دو ایفای دشمن پر از مهمات بود و گاز را گرفته بود که به اصطلاح، خودش را برساند. یکباره جلوی رزمندها سبز شد. با سرعت خیلی زیادی می آمد. بچه ها سه چهار تیری اطرافش زدند . ایستاد و متوجه شد که ایرانی هستند . پایین آمد و بالاخره مهمات صبح عملیات ، از طریق ایفای عراقی تأمین شد. این در حالی بودکه در شب گذشته باران آمده بود و آب رودخانه زیاد شده بود و بچه ها از نظر یک مقدار عبور از آب بوسیله تویوتا مانع داشتند ، عمق آب حدوداً به 40 س می رسید و بچه ها با توجه به اینکه زمین شنی بود در عبور و مرور و مهمات رسانی مشکل داشتند که این ایفای عراقی رسید و مهماتش مورد استفاده برادران واقع شد. پشت سر آن یک ایفای دیگر رسید که البته متوجه شد که این ایفا اسیر شده و دورتر ایستاد که بچه ها آن را نیز زدند و اسرایی هم در آنجا به لطف خدا گرفته شد . بعد یکی از فرماندهان گردانها به نام شهید کارگر رفته بود از سر خط دور زده بود برگشته بود در راه دیده بود یکی دارد از شبکه آب می خورد . نگاه می کند می بیند نه اسلحه دارد و نه تشکیلاتی. با خودش گفته بود بالاخره یا بزن بزن می کنیم و یا کشته می شویم، یک طوری می شود. با این نیت جلو می رود به پشت او می زند و می گوید فلانی پاشو پاشو ، او می گوید : ها ها و به این صورت او را اسیر می کند. این برادرمان یکی از فرمانده گردانهای عجیبی بود که در عملیات خیبر به شهادت رسیدند. وضعیت روحی در والفجر 3 بسیار خوب شده بود در آنجا یک چند تایی زخمی شدند و اگر اشتباه نکنم یک نفر هم در آنجا شهید شد.