https://shohada.org/en/node/235885

شناسه خبر: 235885
2022-3-11 00:58

خاطرات نظامی

به روایت از حسن قاینی : در زمانیکه در روستا بودیم یک شب برادرم حسین قاینی به من گفت : تو امام خمینی را می شناسی ؟ تو اسم امام را شنیده ای ؟ گفتم : نه گفت : بطور خلاصه امام خمینی فرد آزاده ای است . به همین دلیل رژیم ایشان را تبعید کرده است . ما باید به کمک همدیگر در این روستا مثل شهرها و روستاهای دیگر انقلاب راه بیندازیم . امشب هم باید اولین شهاب ها را بر در دیوارهای روستا بنویسیم . گفتم : هر چه شما بگوئید . من پیرو شما هستم . ساعت یک نیمه شب فانوس به دست در حالیکه یک قوطی رنگ و تعدادی از کلیشه های عکس امام خمینی همراهمان بود به راه افتادیم . به مسجد جامع روستایمان ( روستای درخش ) رفتیم . من فانوس را نگه داشتم و برادرم(حسین) روی دیوار شروع به نوشتن این شعار کرد : « ما همه سرباز توایم خمینی گوش به فرمان توایم خمینی » « استقلال آزادی جمهوری اسلامی » بعد تصویر امام را با استفاده از کلیشه ها روی دیوار حک کردیم . سپس به خانه رفتیم و خوابیدیم . پدرم طبق معمول هر روز سحر به مسجد روستا رفت . پس از اینکه از مسجد برگشت ، آمد و حسین را صدا زد و گفت: حسین ، شعارهای داخل مسجد را تو نوشتی ؟! کار کار توست چون کسی در درخشش نیست که شعاعر بنویسد ؟ پدرم گفت: نه شعارها خوب است در نهایت پدرم از برادرم خواست که راجع به امام خمینی برای ما صحبت کند .