https://shohada.org/en/node/236945

شناسه خبر: 236945
2022-3-11 01:14

توصيه هاي شهيد

وقتی که کوچک بود مریضی سختی گرفت شب و روز گریه می کرد و او را به مدت یک ماه به بیمارستان بردیم و بستری نمودیم . خیلی ازاین موضوع ناراحت بودم و کارم شده بود گریه کردن یک شب خواب دیدم دو تا پسر آمدند درب خانه و هرکاری کردم به داخل نیامدند و دم درب حیاط ایستادند و گفتند : ما بچه ات را شفا دادیم دیگر برای سلامتی اوگریه نکن ، که ما از ناراحتی شما ناراحت می شویم. بعد از مدت کوتاهی فرزندم خوب شد تا اینکه خدا خواست و او شهید شد.