https://shohada.org/en/node/237124

شناسه خبر: 237124
2022-3-11 01:15

پرهيز از گناه

راوی فاطمه فخار: یک روز ظهر به اتفاق شهید فایده مشغول صرف ناهار بودیم . آنروز صبح به منزل خواهر ایشان رفته بودم .وقتی که از من پرسیدند آنجا چه خبر بود ،گفتم: در خانة خواهرتان با مادر شما و مادر خودم ، چنین وچنان می گفتیم ، که ناگهان دیدم ایشان بلا فاصله از سر سفره برخاستند . گفتم : یعنی چه ، مگر در سر سفره کم و کسری وجود دارد که برخواستید ؟ فرمودند : خیر فکر کن و ببین چه چیزی سر سفره اضافه است . نگاه کردم دیدم هر چه در سفره است همه لازم و ضروری است . گفتم : (با اندکی تندی ) شوخی می فرمایید ، دارید مرا مسخره می کنید ،مگر چه شده ؟ بفرمایید که غذا سرد می شود . گفتند :نه ، غذا نمی خورم یک چیز بر سر سفره اضافه است . گفتم چه چیزی ؟ فرمودند : ((غیبت )) گفتم : باز خشکه مقدسیتان گل کرده است . فرمودند : اینها خشکه مقدسی نیست شما می دانید که اگر گوشت برادر مرده تان را بخورید چطور است ، غیبت هم یعنی خوردن گوشت مرده برادر مسلمان . اصلا" اگر به شما بدهند آیا می خورید یا نه ؟ گفتم : نه ، مسلم است که نمی خورم . پس از چند لحظه دوباره به ایشان گفتم: که ما به کسی نا سزا و بد وبیراه که نگفتیم و تنها گفتیم : فلانی چنین چیزی خوردید ، فلانی چنان کاری کرد و امثال آن . فرمودند :همین ها غیبت است . من هم پذیرفتم و از بحث کردن صرف نظر کردم .