https://shohada.org/en/node/237125

شناسه خبر: 237125
2022-3-11 01:15

جهاد با نفس

راوی فاطمه فخار: یکی از اقوام ما باغی معامله کرده بود و مشکلی برایش پیش آمده بود و کارش به دادگاه کشیده بود. ایشان پیش شهید آمدند که یک کاری برایش انجام دهد و مشکل را حل کند. خلاصه با اقدامات شهید به حمدا... مشکل ایشان حل شد. دو روز بعد دیدم نامبرده سبد میوه ای را برایمان آورده است. شهید ظهر که به خانه آمدند، به ایشان گفتم: فلانی که کارش را راه انداختید سبد میوه ای آورده است، شهید گفت: نباید این کار را می کرده، اشتباه کرده است. من که به خاطر چیزی مشکل او را حل نکردم. گفتم: البته میوه ها را به این خاطر نیاورده است. قبلا هم گهگاهی برای ما میوه آورده است. در عین حال فرمودند: محال است که من حتی یک عدد از آن میوه ها را بخورم. اصلا این میوه ها را در این خانه نگذارید. بعد به مادرم گفتند: خانم دایی! شما میوه ها را به خانه خودتان ببرید و مصرف کنید. اینجا نباشد که ایشان (بنده) بالاخره وسوسه خواهند شد و شاید یک عدد از آنها را بخورند و بالاخره میوه ای خورده شود، هر چند که من اراده ام قوی است و زیر بار نمی روم. دیگر لب به آن میوه ها نزدند.