https://shohada.org/en/node/237158

شناسه خبر: 237158
2022-3-11 01:15

دعا و توسل جمعي

راوی غلامحسین اصغری: قرار بود عملیات آزاد سازی خرمشهر شروع شود، رفتیم یک شبی در نخلستان بودیم بعد رفتیم یک شب هم ایستگاه حسینیه مستقرشدیم از آنجا عازم نقطه ی اوج دژ شدیم پس از دو شب که از استقرارمان گذشته بود شب سوم عملیاتی از جناح راست انجام دادیم با این که می خواست یک گروهان حرکت کند آقای فایده همه را جمع کرد داخل یک فضای باز اول دعای توسل را خواندیم یادم نیست که سی ودو نفر پاسدار رسمی در این گردان بودیم یا بیست وسه نفر ،گفت:بچه ها شما را جمع کردم برای مشورت اما باید اول دعای توسل خوانده شود بعد من بحث خودم را مطرح می کنم در حین خواندند دعای توسل بودیم که یک مرتبه توپی از ناحیه ی دشمن در حالی که به صورت دایره وار بزرگ نشسته بودیم آمد ووسط همه ی ما به زمین خورد چون منطقه یک مقدار گل ولای داشت گلوله تو گل ولای فرو رفت وعمل نکرد واگر این گلوله عمل می کرد همه ما مجروح یا شهید می شدیم گردان از هم پاشیده می شد ودشمن به این منطقه ی استراتژیک نفوذ می کرد اما از جائیکه دعای توسل می خواندیم ومتوسل به ائمه شده بودیم گلوله عمل نکرد بعد از آن که دعای توسل تمام شد یک مرتبه آقای فایده گفت:برادران، ما می خواهیم یک گروهانمان امشب از جناح راست عملیاتی را انجام دهد ودو گروهان دیگر هم پشتیبانی باشند نظر شما چی است ؟ بقیه برادران ساکت بودند، من گفتم که اگر از مرکز ابلاغ شده برابر نقشه ابلاغ شده، گفت: نه عملیات باید انجام شود ولی نگفته اند که چگونه باید انجام شود ساعت چند انجام بدید، وسط ما وگردانی که سردار قالیباف مستقر بود یک 200 متری دست دشمن بود بنا بود ما یک عملیاتی انجام دهیم ما از این طرف وآقای قالیباف از سمت دیگر دو گردان دست به دست هم دهند برادران هم در حال سکوت بودند که آقای فایده گفت نه دستوری داده نشده گفتم آقای فایده به نظر من با یک تکبیر به سمت دشمن پیشروی می کنیم نیازبه اسلحه هم نداریم بعد ایشان خندید وگفت خیال کردی که اینجا میدان امام است که با یک تکبیرمنافقان رادستگیر کنی. به هر حال ساعت ده امشب عملیات را آغاز کردیم تمام گردان شروع کردند به تکبیر گفتن بعد عملیات را شروع کردیم خوشبختانه هیچگونه مجروحی ندادیم هفت نفر از عراقی ها را که اسیر گرفتیم این تکیبر ما عامل فرار عراقی ها شد سه تانک سالم گذاشته بودند ودررفتند. ما در همان منطقه مسقر شدیم واصل نکته اینجاست بعد از این که این دویست متر را دو گردان دست به دست هم دادند ودو روز بعدش ساعت هشت صبح دیدیم دشمن از طرف مقابل ما با تانک حمله کرد یادم هست که به اندازه هر نفر ما یک تانکی بود نیروی زرهی وپیاده پیشروی می کردند که تمام این خاکریز را از ما بگیرند از محل ما تا دشمن دو کیلو متر فاصله بود بعد از این که از روی خاکریز خودشان به طرف ما حرکت کردند من یک دفعه گفتم آقای فایده تانکهای دشمن دارند به طرف ما می آیند وچون تعداد آنها زیاد بود دست وپایمان را گم کرده بودیم چون تانکها زیاد بودند وحشت ما را برداشته بود به من گفت تو سریع برو اهواز وبرای ما موشک آرپی چی برسان تو به این فضولی ها کار نداشته باش من یک تویوتا برداشتم ورفتم 14تویوتا از عقبه گرفتیم وگفتیم آقا وضعیت این است وما موشک می خواهیم 14ماشین موشک به ما دادند وما آوردیم به محل گردان آقای فایده دیدم که تانکها در 200 متری زمین گیر شده اند به آقای فایده گفتم بگذار برویم جلو حالا موشک آورده ام برای هم سنگرمان یک جعبه موشک آرپی چی هفت آورده ایم گفت:نه بابا ما نمی خواهیم اینها را بکشیم ما می خواهیم تانکها یشان را سالم بگیریم می خواهیم تیپ زرهی تشکیل بدهیم می خواهیم لشکر زرهی تشکیل بدهیم اگر آنها را بزنیم چیزی دست ما نمی آید نها یتا نه آنها جرات می کردند بیایند جلو ونه ما قصد زدشان را داشتیم یک مرتبه آقای فایده کمسیون مشورت? گرفت بچه ها را جمع کرد ومشورت کرد گفت چکار کنیم نهایتا تصمیم گرفته شد که هر کس آماده شهادت است یک آرپی چی بردارد وبا سینه خیز خودش را به تانکها برساند که در این رابطه دو تا شهید دادیم که هر دو از بیرجند بودند اگر چه شهید شدند ولی هر کدام یک تانک زدند. چهار نفر دیگر از بچه های نیشابوروتربت حیدریه بودند این ها تا بیست متری تانکها سینه خیز رفتند وکسی نفهمید وبا آرپی چی تانکها را زدند ودر برگشت به وسیله تانکهای بعدی تیر خوردند که نهایتا ما شب خود را به آنها رساندیم که آنها را به عقب بکشیم که شهید شده بودند آنقدر روحیه اش قوی بود که قابل توصیف نیست در همان حال همه اش می گفت یا زهرا به داد ما برس یا زهرا ما را جلوی امام خمینی رو سیاه مکن اگر این نقطه را از دست بدهیم دشمن می آید وایستگاه حسینیه را می گیدرد وبچه ها نمی توانند خرمشهر را سریع بگیرند چون شبی بود که بچه ها می خواستند جهت آزاد سازی خرمشهر حمله کنند بعد از این که حمله به طرف خرمشهر آغاز شد ونیروها جلوی دشمن را سد کردند فردا صبحش تانکها ونیروهایش همه را به طرف خرمشهر کشید.