https://shohada.org/en/node/238312

شناسه خبر: 238312
2022-3-11 01:30

تهجد و عبادت

مدتی در کوههای خلج برای آمادگی نیروها اردو زده بودیم. یک شب موقعی که از رزم شبانه برگشتیم همه خسته و کوفته در گوشه کنار دراز کشیده بودیم و استراحت می کردیم. تازه داشت خوابم می برد که ناگهان متوجه نالة سوزناکی شدم ناخودآگاه آن صدا را دنبال کردم. دیدم یک نفر دارد نماز شب می خواند کمی که جلوتر رفتم فهمیدم آن کسی که ناله می کرد علی آقا است صورتش همچون گل سرخ شده بود و اشکهایش چون در از صورتش می چکید لبانش می لرزید و می گفت: یارب یارب. جلو رفتم و کنار ایشان نشستم شاید بتوانم از فضایل ایشان استفاده کنم.