https://shohada.org/en/node/238558

شناسه خبر: 238558
2022-3-11 01:33

معجزات جنگ

به روایت از علی عسکرزاده : عبارتی را این گونه در یکی از نامه هایش نوشته بود: ما در قرارگاه خودمان که هستیم هر شب می رویم دعای توسل را در جایی دور از قرارگاه و ساکت کنار رود کارون اجرا می کنیم. شبی سعادتی نصیب ما شد که در این مجالس نوحه ای بخوانیم همگی داخل یک گودال نشسته بودیم و مشغول خواندن دعای توسل بودیم به قسمت توسل به امام زمان(عج) که رسیده بودیم برادران یا مهدی ادرکنی می گفتند و همگی سینه می زدند یک شور و حال دیگری در جلسه حاکم بود تا این که یکی از برادران پاسدار با بلندگو داد زد که آقا در مجلس ما آمده شرکت کند در همان لحظه وقتی من از پایین گودال به بالا نگاه کردم فردی با لباس سیاه را دیدم که به طرف ما می آید و دستش را نیز بلند می کند و تکان می دهد وقتی این برنامه را دیدم بدون تامل حرکت کردیم ولی وقتی به بالا رسیدیم کسی نبود تمام برادران در بیابان وسیع سر گردان بودند و داد می زدند مهدی بیا آقا بیا زمزمه می کردند و ناله می زدند و دنبال فرمانده شان می گشتند بالاخره در آن شب عده ای از برادران آقا را همراه حضرت زهرا سلام الله علیها و عده ای نیز همراه امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها دیده بودند در هر صورت این عالی ترین شکل حضور امام در جبهه بود این خاطره ی شیرین را به صورت نامه ای برای ما فرستاده بودند.