https://shohada.org/en/node/239421

شناسه خبر: 239421
2022-3-11 01:45

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از حبیب الله عامری : پسرم دوستی به نام آقای شیدایی داشت که ایشان پس از شهادت پسرم جهت دلداری و تسلی خاطر ما به منزلمان آمد. از او دربارة نحوة شهادت پسرم سئوال کردم. او نحوة شهادت علیرضا را اینگونه برایم نقل کرد و گفت: حدود چهارصد نفر بودیم که دو روز در محاصرة دشمن گیر کرده بودیم، وضعیت بدی بود. پس از دو روز، حدود ساعت های یک یا دو بعد ازظهر علیرضا گفت من دیگر طاقت ندارم، اسیر هم نمی‌شوم، یا کشته می شوم یا از این محاصره خلاص می شویم. مسلسل را برداشت و در حد توانش تیر به دور بدنش به حالت سینه خیز به گودالی که در همان اطراف بود رفت. از آنجا به تنهایی شروع به تیراندازی کرد. عراقی ها تیرباری برداشتند که همان تیربار مانع فرار بچه ها می شد. علیرضا شروع به تیراندازی به طرف تیربار کرد و آن را از کار انداخت. ناگهان فریاد زد بچه ها بروید. باورم نمی شد که علیرضا به تنهایی تمامی بچه‌ها را نجات داده است. هنگامی که بچه ها می خواستند بروند رفتم تا صورت علیرضا را ببوسم ولی نگذاشت و گفت سریع از اینجا برو. در این هنگام از آقای شیدایی پرسیدم چرا از بین چهارصد نفر فقط پسر من شهید شد؟ آقای شیدایی گفت وقتی همة بچه ها رفتند علیرضا به گمان اینکه عراق ها دیگر نیستند از آن محل بیرون آمده است. به ایشان گفتم آقای عامری مواظب باش دشمن تیربار دارد. گفت اشکال ندارد و شروع به حرکت کرد. به محض بلند شدن علیرضا تیربار عراقی شروع به شلیک کرد و علیرضا را به شهادت رساندند. اگر علیرضا به همان حالت سیه خیز از گودال خارج می شد امکان اینکه عراقی ها او را نبینند بود، ولی انگار قسمت این بود که او پس از نجات دادن بچه ها خودش به تنهایی شربت شهادت را بنوشد و به آرزوی دیرینه اش برسد.