https://shohada.org/en/node/239912

شناسه خبر: 239912
2022-3-11 01:50

خواب و روياي شهيد

آخرین بارى که پسرم پرویز را دیدم حدود چند روز قبل از شهادتش بود موقع انگور بود و من در باغ بودم دیدم صداى پرویز مى‏اید به مادرش گفتم این صداى پرویز است نه ؟همسرم گفت بله این صداى خودش است دیدم پرویز در حالیکه خوشه انگورى در دستش است به طوریکه خنده روى لب دارد به سمت ما مى‏آید گفتم مرد حسابى چه زود برگشتى؟هنوز یک هفته نشده بود که به جبهه رفته بود گفت بابا خواب دیدم و آمدم خداحافظى کنم گفتم براى نهار به خانه مى‏آیى؟گفت:شاید آمدم شاید هم نیامدم سپس گفت:فقط از من راضى باشید بابا آنجا جنگ خیلى شدت دارد انشاءالله که آقاى خمینى پیروز مى‏شود فقط مى‏خندید و دوباره گفت از من راضى باشید سپس به ده رفت و آنجا هم از همه خداحافظى کرده بود وو پس از چند روز که رفت خبر شهادتش را آوردند.