https://shohada.org/en/node/239913
شناسه خبر: 239913
2022-3-11 01:50
لحظه و نحوه شهادت
یکى از دوستان پسرم به نام آقاى حسینى که ایشان هم بعد از به شهادت رسیدن فرزند عزیزم پرویز شهید شد برایم نحوه شهادت پسرم را اینگونه نقل مىکرد مىگفت:رفتیم بالاى کوه دیدیم پرویز صدا مىزند رفتم جلو متوجه شدم تیرى به سینهاش اصابت کرده رفتم جلو دیدم خونها ریخته و به سنگى تکیه داده است گفت:آقاى حسینى کمى آب به من بده به او آب دادم گفت:سلام مرا به پدر و مادرم برسان بگو پرویز شهید شد انشاءالله از من راضى هستند آقاى حسینى در ادامه گفت:پرویز از همه جلوتر بوده است فرماندهاش به او گفت آقاى طاهریان شما نمىخواهد به جلو بروید دیشب جلو بودید اما پرویز در جوابش گفت:من باید جلوتر بروم باید با صدام و لشکرش بجنگم اگر کشته هم مىشوم باید جلو بروم و در آن لحظاتى که پرویز تیر خورده بود مىخندید و همین طور که خونریزى داشت مىخندید گفت چه شده چرا بدنم خونى شده دست روى سینهاش کشیدم خونش گرم بود سپس پرویز گفت بدنم مىسوزد اما همچنان مىخندید مىخواستم او را بر پشتم سوار کنم و به عقب بیاورم اما به من اجازه چنین کارى را نداد گفت مرا تکان نده فقط سلامم را به پدر و مادرم برسان و در همین حین که یا حسین ع یا حسین ع مىگفت به فیض عظیم شهادت نائل گشت آخرن حرفى که بر زبان جارى کرد این بود یا امام حسین ما را ناامید نکن.