https://shohada.org/en/node/240506

شناسه خبر: 240506
2022-3-11 01:57

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی نسا صفاری: دومین سالگرد شهادت برادرم محمد رضا بود که خواب دیدم به همراه مادرم در یک مسیری می رفتیم همه جا سفید بود و بوی خوشی می آمد . بعد از مدتی راه رفتن به محل وسیعی رسیدیم که تعداد زیادی اطاق سفید و قشنگ در آنجا بود و کسی وجود نداشت تا اینکه به یک اطاق بزرگ رسیدیم ، دیدم برادرم برادرم در وسط اطاق رختخابی پهن کرده است و با لباسهای سفید و رنگی روی آن نشسته و یک فرزند کوچک که آن هم لباسهای سفید به تن داشت در کنارش بود ، وقتی ما وارد اطاق شدیم ، بلند شد و با لب خندان به ما سلام کرد و با هم روبوسی کردیم من فرزند را برداشتم و بوسیدم و چون پسر زیبایی بود به محمد رضا گفتم : این بچه را به کسی نشان نده که ایشان در جواب گفت : خواهر جان اینجا جای دیگری است که ناگهان از خواب بیدار شدم .