https://shohada.org/en/node/240883

شناسه خبر: 240883
2022-3-11 02:02

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی بی بی منصوره علوی: مدتی بعد از اعزام فرزند عزیز شهیدم محمد که آخرین اعزامش هم بود و مدتی هم بود که نامه ای نفرستاده بود. خیلی دلواپس و نگران بودم شب خواب دیدم که محمد از جبهه برگشته و کتش را هم از تنش در آورد و آویزان نموده و جیبش هم پر است. پرسیدم که این چسیت؟ که در جیبت گذاشته ای گفت: این ها خاکشیر و خوارو بار است می خواهم به جبهه بروم. البته این مرتبه عبدی را با خود می برم از خواب که بیدار شدم فکر کردم فهمیدم که عبدی نیز در جبهه است چند روزی که گذشت از فرزند خواهرم پرسیدم از عبدی چه خبر؟ گفت: او به شهادت رسیده است و دو روز دیگر او را می آورند. گفتم از محمد چه خبر؟ گفت: او خوب است به همراه جنازه ی شهید عبدی می آید گفتم: نه، فرزند من محمد هم شهید شده پرسید چرا؟ بعد خوابم را برایش تعریف کردم و همین طور هم شد جنازه ی هر دوی ان ها و ده شهید دیگر را با هم آوردند.