https://shohada.org/en/node/241017
شناسه خبر: 241017
2022-3-11 02:04
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
شهید: علیاصغر صادقی گوینده: شهربانو رجبیان ـــــــ پدر شهید: موسی در ایامی که علیاصغر را حامله بودم یک شب خواب دیدم آقای بزرگواری به درب منزلمان آمد و من او را تعارف تکردم به داخل منزل وقتی به خانه آمد از او پذیرایی کردم و به عنوان هدیه یک پارچهی سفید به او دادم بعد پارچه را به دوشش کشید گفتم پارچه را برای کفن که به شما ندادهام او پارچه را جمع کرد و به من گفت که به شوهرت سلام مرا برسان بعد یک عدد چاقو به من داد و گفت از این نگهداری کن و برو برای پسرتان شناسنامه بگیرید گفتم آقا جان ما که پسر نداریم که شناسنامه تهیه کنیم گفت سناسنامهی آنان نزد من است اسم یکی علیاکبر و اسم یکی دیگر علیاصغر است و هنگامیکه متولد شدند اسمهای آنها را علیاکبر و علیاصغر اسم بگذارید و خداوند به ما دو تا پسر داد و به همان صورت که خواب دیده بودم نامگذاری کردم و هردوی آنها در جنگ بین کفر و اسلام در راه خدا و رسول خدا به فرماندهی فرزند رسول خدا شربت شهادت نوشیدند. موضوع: 1- خواب و رویای دیگران در مورد شهید