https://shohada.org/en/node/243276

شناسه خبر: 243276
2022-3-11 02:34

آخرين وداع با خانواده

راوی رضوان سلامت: آخرین مرتبه ای که برادرم حمیدرضا می خواست به جبهه برود قبل از حرکت ، در گوش مادرم مطلبی را گفت که مادرم ناراحت شده و ظرف آبی را که دستش بود و می خواست پشت سر برادرم بریزد همه را روی لباسهایش ریخت . بعد تا راه آهن برادرم را بدرقه کردیم . زمانیکه در راه آهن می خواست سوار قطار شود به مادر گفت : مادر جان ،‌مجدّداً سفارش می کنم یادتان نرود که به شما چه گفتم . ما در آن زمان سفارشی را که برادرم به مادرمان کرده بود ،‌ متوجّه نشدیم امّا وقتی که به فیض رفیع شهادت نایل آمدند دیدیم که مادر در فراق پسرش گریه و زاری نمی کند بعد درک کردیم سفارش برادرم در آن روز چه بوده است .