https://shohada.org/en/node/244500

شناسه خبر: 244500
2022-3-11 02:51

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از محمد زارع زاده : صبح بود من به همراه پسرعمویم ماشاءا... وارد شهر کامیاران شدیم به محض ورود ما حمله‌ای توسط نیروهای دشمن صورت گرفت، قرار شد چون ما تازه رسیده بودیم جلسه هماهنگی بین ما در مورد عملیاتی که در پیش داشتیم صورت بگیرد دیگر هماهنگی‌های لازم بین ما و آنها انجام شد و حرکت کردیم به منطقه عملیاتی در بین راه از طریق بی‌سیم اعلام کردند ماشینی که الان سوارش هستیم در کمین است سریعا برگشتیم رفتیم به مقرمان و تعدادی نیرو را برداشتم بردم محل کمین، ماشین را در آن اطراف گذاشتم و به مخفیگاهمان رفتم و گفتم: من می‌روم جای ماشین اگر دیدید که آنها تیراندازی کردند شما نیایید بدانید که ضد انقلاب‌ها هنوز در کمین‌گاه هستند، اگر من رسیدم و آنجا تیراندازی نشد من دو تا تیز می‌زنم یعنی علامتی است که شما سریعاً امبولانس را بفرستید که اگر احیاناً مجروحی و یا جنازه‌ای به جا مانده برگردانیم عقب چون می‌دانستیم هر وقت کمینی باشد در اطراف آن حتماً تعدادی مجروح یا شهید است، خلاصه رفتیم کنار ماشین که دیدم جنازه پسرعمویم ماشاءا... زارع‌زاده را آن طرف انداخته‌اند در حالیکه تمام بدنش سوخته گویا ایشان را به آتش کشیده‌اند دیگر گریه‌کنان فریاد زدم ماشاءا... جان با همان حال بدی که داشتم سریعاً آمبولانس را خبر کردم و به همراه آن به بیمارستان رفتم و رسیدیم ایشان را داخل اتاق عمل بردند که بعد از تلاشهای پی‌درپی پزشکان ایشان از شدت جراحت زیاد جان به جهان آفرین داد و شهید شد روحش شاد و راهش پر رهرو باد.