https://shohada.org/en/node/244552

شناسه خبر: 244552
2022-3-11 02:51

محبت و مهربانی

به روایت از گلدسته حیدری : یادم هست وقتی محمد برای آخرین بار قصد رفتن به جبهه را داشت ما نیز می خواستیم همراه او تا راه آهن برویم و او را بدرقه کنیم ولی او عجله داشت و گفت: من می روم و شما اگر زن عمو آمد با او بیایید برعکس آن روز زن عمو به خانه ی ما نیامد اما یکی از خانمهایی که فرزندش قرار بود در همان اعزام برود ما را با خود به آنجا برد ولی چون آنجا خیلی شلوغ بود ما نتوانستیم او را ببینیم و با او خداحافظی کنیم. من خیلی ناراحت بودم که نتوانستم او را ببینم و گریه می کردم که درب حیاط به صدا در آمد رفتم در را باز کردم او را جلوی درب دیدم و خیلی خوشحال شدم او گفت: نتوانستم بدون خداحافظی از شما بروم از ما وداع کرد و رفت.