https://shohada.org/en/node/244699
شناسه خبر: 244699
2022-3-11 02:53
عشق به جهاد
به روایت از محمی قلی ریحانی : یادم هست روزی که پسرم محمدرضا می خواست به جبهه برود من و مادرش در باغ مشغول کار بودیم که ایشان برای خداحافظی نزد ما آمد و گفت: من می روم و شما را تنها می گذارم. پدر مرا ببخشید که نتوانستم به شما در این مدت زندگیم کمک کنم. حال هم به دنبال آرزوی خود به جبهه می روم و شما دیگر مرا نمی بینید و نیز برایم دعا نمایید و مرا حلال کنید. و به برادران و خواهرانم بگوئید که به بسیج بروند و راه امام را ادامه دهند. بعد چند عکس هم به عنوان یادگاری گرفتیم و خداحافظی کرد و راهی جبهه شد.