https://shohada.org/en/node/245160

شناسه خبر: 245160
2022-3-11 02:59

بخشندگی

به روایت از بمان علی رکنی : خاطره ای را حسن آقا از تنگه ی چزابه این گونه نقل کردند : در تنگه ی چزابه نیروهای عراقی خیلی پیشروی کرده بودند ما تلفات زیادی داده بودیم به نحوی که فقط هجه نفر باقی مانده بودیم وسه روز هم غذا نداشتیم که بخوریم زیرا تدارکات قطع شده بود ما هم کم بود بخاطر این که دشمن احساس نکند ما نیروکم داریم بعضی اوقات به اطراف خاکریز می رفتیم و چند عدد گلوله می زدیم و برمی گشتیم بالاخره جنگ تن به تن شروع شد و ما توانستیم حلقه محاصره ی عراقی ها را بشکنیم ودرهمین حین نیروی کمکی نیز رسید در طی این سه روز یکی از دوستان به نام ابوالفضل یک بسته بیسکویت مادر پیدا کرده بود و آورد و گفت : بچه ها بیایید هر نفر یک دانه از این بیسکویت ها را بخورید بعلت خشکی گلو نتوانستیم ذره ای از آن را فرو ببریم اینکه بالاخره بعداز سه روز غذا وکمپوت آوردند و به ما دادند .