https://shohada.org/en/node/245169

شناسه خبر: 245169
2022-3-11 02:59

محبت و مهربانی

به روایت از بمان علی رکنی : زمانی که برای دیدن پیکر حسن به سردخانه رفتیم پدرم بالای سرتابوت او نشست تابوت دوستش محمود دادیار نیز پهلوی او بود هنگامی که پدرم دوست حسن را دید خیلی ناراحت شد چون بدون او خیلی سوخته بود بعد سر تابوت حسن را باز کردند پدرم با دیدن اولبخند خاصی زد و بعدصورت اورا بوسید با این عمل پدرم ما نیز آرام شدیم. و پدرم هیچگاه درمقابل کسی گریه نکرد و برای تعزیه برادرم حسن لباس مشکی به تن نکرد و گفت : من برای دامادی بچه ام پیراهن مشکی نمی پوشم پیراهن نو و کت وشلوار بیاورید بپوشم .