https://shohada.org/en/node/245193
شناسه خبر: 245193
2022-3-11 02:59
خاطرات بعدازمجروحیت 3
به روایت از بمان علی رکنی : وقتی برای بار دوم حسن مجروح شد بمدت هشت روز در بیمارستان آرارات تهران بستری بود. که بعد از اطلاع مامان و پدرم برای آوردن ایشان به تهران رفتند و بعد او را با هواپیما بعلت شدت جراحات به مشهد آوردند. و او حاضر نشد به بیمارستان برود و حسن را به خانه آوردند. و هر روز از طرف سپاه برای پانسمان او به منزل می آمدند و به هر جای بدنش که دست می زدند آخ می گفت. _ زیرا سنگر آنها از جعبه درست شده و بعد از اصابت خمپاره چوبها خورد و در بدنش فرو می رود و علاوه بر آن جراحات کلی هم بر می دارد._ یک روز که در حال پانسمان بدن حسن بودند دائیم داخل اتاق او ماند. وقتی دایی از اتاق بیرون آمد گفت: چقدر این پسر صبر دارد. تمام بدن او پر از زخم است ولی اصلاً احساس ناراحتی خود را ابراز نمی کند.