https://shohada.org/en/node/245198
شناسه خبر: 245198
2022-3-11 02:59
ایثار و فداکاری
به روایت از بمان علی رکنی : یکبار حسن مدت طولانی در منطقه ماند و به منزل نیامد. پدرم برای اینکه از او سر بزند به منطقه رفت. و درآنجا یک روز با حسن به اهواز می روند و پدرم قصد می کند برای او بستنی بخرد، حسن می گوید:" نه، بابا جان، من اینجا با شما بنشینم بستنی بخورم و بچه ها در گرما باشند من بستنی نمی خورم." پدرم می گوید:" بابا جان، هوا گرم است و من از پول خودم می خواهم بستنی بخرم." می گوید:"من حتی اگر از پول خودتان باشد باز هم حاضر نیستم بستنی بخورم.