https://shohada.org/en/node/246051
شناسه خبر: 246051
2022-3-11 03:10
خاطره شماره 34 - شهید مصطفی ردانی پور
تانک عراقی بود. خودش غنیمت گرفتهبود ؛ همان کشلی ، دست نخورده. زده بودند به خط. تا سپیده بزند کسی به شان شک نکرد . صاف رفتند جلو. هوا گرگ و میش شده بود که لو رفتند. دیگر نمی شد جلو رفت. گفت« بچه ها بپرید پاین. از این جلو تر کربلاست.» درگیر شدند؛ وسط خاک عراق .زیاد طول نکشید. نیم ساعته خط را گرفتند.