https://shohada.org/en/node/246201

شناسه خبر: 246201
2022-3-11 03:12

دوران تحصيل

راوی عبدالحسین خاتمی: به یاد دارم سال 56 بود که من و برادر سید احمد رحیمی به عنوان دانشجوی پزشکی وارد دانشگاه تهران شدیم و از آنجا با هم آشنا شدیم. در آن زمان جوّ دانشگاه طوری بود که بچه های مذهبی یک احساس غربت داشتند. به علاوه اینکه در محیط تهران ماها که از شهرستان آمده بودیم عزیمتمان مضاعف بود. در این فضا و جو بود که تعداد انگشت شماری از بچه های مذهبی و مسلمان همدیگر را پیدا می کردند و برای رهایی از این مشکلات غربت دور هم جمع می شدند، ظهرها برای ناهار خوردن که معمولاً یک نان و پنیر و انگور حداکثرش بود! بتدریج این آشنایی که اینجوری شروع شده باعث شد که یک جمع قابل توجهی با خصوصیات و روحیات همدیگر آشنایی پیدا بکنیم. یکی از افراد آن جمع و یکی از افرادی که شاید محوریّت داشت برادر سید احمد رحیمی بود! به دلیل خصوصیات دین خواهی و آزادخواهی که در این جمع بود روز به روز احساس همبستگی افراد بیشتر می شد و به دنبال برنامه های متنوعی که در آن زمان بود مثل ادارة کتابخانه اسلامی و جمع کوهنوردی که آن زمان بود و برنامه های دیگر که معمولاً در خوابگاهها وجود داشت، ما آشنایی و صمیمیان بیشتر می شد.