https://shohada.org/en/node/246675
شناسه خبر: 246675
2022-3-11 03:17
توجه به امر ازدواج 2
یک روز مادر آقای محسن ربون پور جهت خواستگاری برای ایشان به منزل شخصی مراجعه می کند. پدر، دختر از محسن سؤال می کند شغل شما چیست؟ ایشان در جواب می گوید، شغل من پاسداری از مملکتم می باشد، او می پرسد چقدر حقوق می گیری؟ محسن می گوید ماهی دو، سه تومان. پدر دختر می گوید: برو آقا جان این کارها را کنار بگذار. برو دنبال یک کار دیگر و هر گاه وضع مالیت خوب شد برگرد تا ما هم دخترمان را به تو بدهیم. محسن در ادامه گفت: من هم تا جائی که توانستم عقدة دلم را خالی کردم و به او گفتم: اوّلا مرگ و زندگی دست خدا می باشد. ثانیاً: ما پاسدار هستیم و عاشق دفاع از اعتقاداتمان و برایمان مرگ و زندگی یکسان می باشد، هیچ برای ما مهم نیست کجا زندگی کنیم و کجا بمیریم. تو هم به این نکته توجه داشته باش که نگدار زن، بچه، دختر و خودت نیز خدا می باشد و بس. محسن پس از این واقعه بسیار ناراحت بود که چرا طرز تفکّر جامعه ای که جوانان ما اینگونه برای آن جان می دهند بایسد تا این حد پایین و احمقانه باشد.