https://shohada.org/en/node/246723
شناسه خبر: 246723
2022-3-11 03:17
خبر شهادت
به روایت از نرگس شیرازی : یکروز یک پاسدار با موتور به درب خانه عمویم آمد و من همان موقع در منزل عمویم بودم ازآنها پرسیدم چه انتفاقی افتاده است؟ گفتند که آقای رباط جزی زخمی شده و در بیمارستان قائم مشهد بستری شده است. قدری دلم آرام گرفت. صبح روز بعد برادر شوهرم که لباش مشکی به تن کرده بود آمد و گفت: حاضر شوید که می خواهیم به بیمارستان برای ملاقات برویم وقتی وارد بیمارستان شدیم دیدم که برادر شوهرم به طرف سردخانه می رود به او گفتم شما که گفتید زخمی شده است . آنجا بود که حقیقت را برایم تعریف کرد وخبر شهادت را به من داد. هنگام ورود به سرد خانه من اجازه نمی دادند ولی با اصرار فراوان وارد شدم وهنگامیکه پیکرهمسرم را دیدم، ازحال رفتم، مرا بیرون آوردند و آبی بر سرو صورتم زدند. من به برادر شوهرم گفتم: ما که اینجا غریب هستیم و کسی را نداریم و از آنجا به روستا زنگ زدم و همان شب نزدیک به سیصد نفر از اهالی روستا و اقوام و فامیل در تشییع جنازه ی همسرم شرکت کردند و در طی مراسم با شکوهی در گلزار شهدای بهشت رضا به خاک سپردیم.