https://shohada.org/en/node/247507
شناسه خبر: 247507
2022-3-11 03:29
تلاش و پشتکار
به روایت از ربابه محی الدین : یکی از دوستان و همرزمان پسرم علی دریغ تعریف می کرد که مادر گروه تخریب بودیم و به ما مأموریت داده شد تا یک معبر در میدان مین باز کنیم تا برای انجام عملیات راهی داشته باشیم و ما از صبح آن روز مشغول کار شدیم نیمی از راه رفته بودیم که غروب شد و هوا در حال تاریک شدن بود به علی گفتم بلند شو تا برویم و ادامه راه را برای فردا بگذاریم اما او قبول نکرد و گفت اگر امشب قرار شد که عملیات باشد نیروها از کدام راه باید بروند و بیشتر آنها مجروح یا شهید می شوند اکنون که هوا مهتابی است می شود مینها را خنثی کرد ما که گروه چهار نفره بودیم دو نفر از ما رفتند و من و ایشان ماندم منم که خسته شده بودم به عقب تر رفتم که یکدفعه صدای افنجار آمد و وقتی که برگشتم دیدم که ایشان دستهایش قطع شده و بیشتر بدنش سوخته است و شکمش نیز پاره شد و روده هایش بیرون است. و به شهادت رسیده است. خیلی متأثر شدم و به هر ترتیب که بود او را از میدان مین خارج کرده و تحویل نیروهای تعاون دادم.