https://shohada.org/en/node/247923
شناسه خبر: 247923
2022-3-11 03:35
بدون عنوان
خواب پدر شهید ف ف رزندم وقتی مفقود شده بود یک شب در خواب دیدم. کنار ؟؟؟ گودالی است، درون گودال نشستم و به او گفتم بنشین گفت: خجالت می کشم. گفتم: برای چی خجالت می کشی؟ در جواب گفت: سر و صورتم خونی است گفتم: خجالت ندارد. در راه خداست می خواستم صورت او را ببوسم، دیدم سجده گاه صورتش خونی است و من در عالم خواب محل زخم را بوسیدم. بیدار شدم و به بچه ها گفتم اسماعیل شهید شده است، حالا چه جور شهید شده، کجا شهید شده، نمی دانم ولی یقین دارم که به شهادت رسیده است. دیگر او از جبهه برنگشت و هیچ خبری از او نیامده تا اینکه بعد از مدتها خبر مفقود شدن او را آوردند و بعد از 14 سال پیکر او را تشییع کردیم.