https://shohada.org/en/node/249105

شناسه خبر: 249105
2022-3-11 03:50

فکاهی شوخ طبعی

به روایت از محمد تقی حامدی : یک روز قاسم حیدر نژاد آمد گفت :حامد برویم اهواز گفتم حاجی آقا مشکلی نیست یکی دو نفر از بچه ها را سوار کردیم و رفتیم اهواز ،به اهواز که رسیدیم گفت برویم یک آبمیوه ای بخوریم و بعد برویم پایگاه 92 زرهی کارهایمان را انجام دهیم گفتم اشکالی ندارد رفتیم آبمیوه فروشی ایشان گفت:آقا چهار تا آبمیوه هویج با بستنی قاتی کن بعد که اینها را آورد با خنده گفت بچه ها به این می گویند حاجی قاتی چند وقت پیش آمدیم همین جا حاجی قاتی خوردیم ولی موقعی که برگشتیم تصادف کردیم دنده های ماشین شد قاتی پاتی.