https://shohada.org/en/node/249152

شناسه خبر: 249152
2022-3-11 03:50

اهمیت دادن به سلامتی نیروها

به روایت از حسین جهان پور : من یادم هست در چزابه آتش دشمن سنگین بود . رفتم بالای سنگر دیدم خاک روی آن کم شده است . با خودم فکر کردم با این وضعیت اگر یک خمپاره ی شصت بخورد حتماً سنگر فرومی ریزد . در همین حین آقای حیدری به طرف من می آمد . من هم شروع کردم به خاک ریختن برروی سنگر تا اینکه آقای حیدری به من رسید و گفت : مسعود بیا پایین ببینم ! گفتم : نه ، می خواهم مقداری خاک روی سنگر بریزم . گفت : اینطور که تو ایستاده ای هر لحظه امکان دارد عراقیها ترا بزنند . گفتم : نه سرم را پایین می گیرم . فقط یک مقدار خاک می خواهم بریزم ، نه خیلی زیاد در همین حال صدای انفجار خمپاره ای به گوش رسید و یک ترکش خورد به دست من و من افتادم . خلاصه آقای حیدری بالای سرمن آمد و گفت : از بس به تو گفتم بیا پایین و تو گوش ندادی ، اینجوری شد . خدا شاهد است که دلم می خواهد اول یکی توی گوش تو بزنم که گوش ندادی و بعداً‌ بلندت کنم و ببرمت بهداری . سپس مرا به بهداری برد و پانسمان شدم ولی خوب او آدم شادی بود و هیچوقت حالت خستگی در او ظاهر نمی شد .