https://shohada.org/en/node/250283

شناسه خبر: 250283
2022-3-11 04:05

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 3

به روایت از فاطمه بلالی : ک سال پس از شهادت فرزندم شبی خواب دیدم که یک نفر با چهره ی خیلی نورانی و با موتور نو آمد و گفت مادر بیا سوار موتور شو . من گفتم کجا ؟ گفت: به همان جائی که می خواستی بروی ، می برمت . و مرا برد به یک بیابان بی آب و علف و بعد از مدتی غیب شد و موتور بی راننده بود در حالی که من سوار موتور بود و در بیابان می رفت من می گفتم : مادر شکراله چه شدی ؟ گفت : به همان جائی که می خواستی ، می روی . و از خواب پریدم . لازم به ذکر است همان لحظه ای که شهید می خواست مرا سوار موتور کند دایی شهید را در خواب دیدم که آنجا حاضر شد و رو به شهید گفت : دایی جان تو خودت که شهید شدی می خواهی مادرت را هم شهید کنی در جواب دایی خود گفت : می خواهم جایی ببرمش که خودش می خواسته است . بعد از خواب بیدار شدم و برای مکه ثبت نام نمودیم به همراه همسرم و بعد از این که به بیابان عرفات رسیدیم دیدم همانجائی که شهید مرا در خواب برده و رها کرده است همان بیابان عرفات بوده است که اکنون به آنجا رسیده ام .