https://shohada.org/en/node/252911

شناسه خبر: 252911
2022-3-11 04:40

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی غلامحسین پیرانی: شب چهارشنبه که صبح آن روز رمضان علی به شهادت رسیده بود، نیمه های شب خواب دیدم که خواهرم حاجیه زهرا با صدای بلند خطاب به پدرم می گوید: بابا، بابا غلام حسن برادرم. عزیزش را از دست داد. با صدای بلند خواهرم از خواب بیدار شدم و برق اتاق را روشن کردم و بر جای خود نشستم. خودکار را از جیبم در آورده و روی کاغذ زمان و تاریخ خواب را می نوشتم و مادر رمضانعلی بیدار شد پرسید چه شده است؟ گفتم: چیزی نیست برو بخواب ـ نمی خواستم ایشان ناراحت شود ـ صبح همان روز به شهر آمدم دیدم بلندگو اسامی شهیدان را برای تشییع جنازه اعلام می کند. دامادم که کنارم نشسته بود دیده بود که من نزدیک همان ماشینی ایستاده ام که اسامی شهدا را اعلام می کند بعد از دقایقی از ماشین فاصله گرفتم. در همان موقع اسم شهید رمضان علی را هم اعلام کرده بودند اما خواست و تقدیر خدا این بود که یکدفعه با خبر نشوم وقتی به روستا آمدند که خبر شهادت رمضان علی به ما هم بدهند گفتم: من می دانم که آمده اید بگوئید رمضان علی شهید شده است. همه تعجب کردند. گفتند: شما از کجا می دانید؟ گفتم: دیشب خوابش را دیدم دامادم گفت شما در موقع اعلام اسامی شهدا کنار ماشین بودید چطور متوجه اعلام اسم ایشان نشدید؟ گفتم: حواسم نبود.